
xa0 نگاه می کنم از آینه خیابان راو ناگزیری باران و راهبندان را "من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب"و بغض می کنم این شعر پشت نیسان را چراغ قرمز و من محو گل فروشی کهحراج کرده غم و رنج های انسان را کلافه هستم از آواز و ساز از چپ و راستبلند کرده کسی لای لای شیطان را چراغ سبز شد و اشک من به راه افتادچقدر آه کشیدم شهید چمران را ولیعصر...ترافیک...دود...آزادی...گرفته گرد و غبار اسم این دو میدان را غروب می شود...
ادامه مطلب