بایدها و نبایدها

خرید بک لینک

- شما همین حالا وقتی میشنوید که زمامداران و رهبران فکری و سیاسی و اجتماعی برخی از جامعه های غیر اسلامی در میان مردم اند، با مردم اند، مثل مردم زندگی می کنند، چقدر برای شما جاذبه دارد؟ اما وقتی ببینید که در جامعه های اسلامی کمتر رهبری را می توانید پیدا کنید که یک دهم او هم کم تکلفی داشته باشد و ارتباط گرفتن با او ساده، آسان و معمولی و بدون به کار بردن جمله ها و کلمات و تشریفات و آداب و القاب باشد، برای شما چندش آور می شود. هرکس، در هر مقامی، در جامعه اسلامی، اسیر القاب و آداب و تشریفات باشد، دور از اسلام است. اگر ما با صراحت لااقل از خودمان انتقاد میکردیم... می گوییم آقا لااقل برای خودمان القاب درست نکنیم تا مسابقه القاب شروع بشود. مقامات روحانی یک جور، مقامات غیر روحانی یک جور. اقلاًمن عالم دینی دیگر اسیر القاب نباشم. وای به اینکه یک منبری در مجلسی که یک مرجعی حضور دارد بالای منبر برود و اولاً دعا نکند، یا اگر هم دعا کرد «حضرت آیت الله العظمی» نگوید! اگر کلمه «عظمی» افتاد دیگر هیچ! این چیست؟ کجای این به اسلام می خورد؟ خوب، وقتی منِ عالمِ دینی اسیر آیت الله و آیت الله العظمی باشم، دیگر می توانم رهبر مبارزه با تشریفات در قشرها و گروههای دیگر بشوم؟

- دعوت به خیر یعنی چه؟ آیا دعوت به خیر به این صورت است که مثل آدمهای خودستا دائماً کاغذ برداریم، قلم به دست بگیریم، منبر برویم، سخنرانی کنیم، نشسته یا ایستاده یا بالای منبر یا پشت میز خطابه و تریبون، بگوییم این ما هستیم که دارندگان این امتیازات هستیم، و شروع کنیم مفاخری را بشماریم که یا اصلاً وجود ندارد و وجود نداشته و یک مشت خیال و ادعاست، یا اینکه اگر هم وجود داشته از قبیل من آنم که رستم بُوَد پهلوان است؟ یعنی بگوییم یک وقتی در جامعه ما چنین افتخاراتی بوده، اما حالا خبری نیست. آیا منظور از دعوت به خیر این است؟ این که مشمئزکننده است! یعنی واقعاً اسلام گفته آهای مسلمانها، آهای اوس و خزرجی که مسابقه در افتخارات قومی را شروع کردید و می خواهید از این راه دومرتبه کینههای دیرینه را زنده کنید، رها کنید؛ امتی باشید دعوت به خیر کنید. یعنی به جای آن اشعار حماسی و حماسه سراییهایی که در زمینه افتخارات قومی و نیاکانی داشتید، حالا بیایید حماسه درباره اسلام، قرآن، پیغمبر، علی بگویید؟ آیا منظور از دعوت به خیر این است؟ یا آن است که امام، علیه السلام، به شیعه می گوید: «و کونوا دعاة الناس الی انفسکم بغیر السنتکم»؛ مردم را به خویشتن و راه خویشتن دعوت کنید با غیر زبانتان. «و کذلک جعلناکم امهً وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس»؛ جامعه نمونه شوید تا هر انسان منصفِ جستجوگر در دنیا مبلغ شما بشود. در این صورت دیگر احتیاجی به اینکه شما برای بیگانه مبلغ داشته باشید وجود ندارد. در این دنیا یک جامعه کوچک نمونه اسلامی ساختن بهترین تبلیغ است؛ چه برای داخل و چه برای خارج. چون همه ما از بس حرف زدیم و حرف شنیدیم و خوانده ایم... دنیا در پی یافتن راههای عملی برای بهتر زیستن است، نه راههای ادعایی. نسل جوان خودمان هم همین طور. هر جا، به هر مقدار، عمل به معیارهای اسلامی سراغ داشته باشد دیگر هیچ احتیاجی به تبلیغ نیست؛ خود بخود دل و جان و فکر و ایمان او آنجاست. دیروز با دوستی پیرامون درس تعلیمات دینی در مدارس صحبت می کردیم. این دوست ما خودش دبیر یکی از رشته های علوم بوده و حالا هم کمی تدریس می کند و در تهیه کتابهای علوم به عنوان یک صاحب نظر همکاری دارد. این مرد سالخورده آذربایجانی که مربوط به نسل امروز نیست، جمله ای گفت. این جمله را مکرر خود ما هم گفته ایم و از دیگران شنیده ایم، اما چون بیان آن تازه است آن را برای شما نقل می کنم نه اینکه چون این جمله تازگی دارد. این رویداد، تازه است. می خواهم عرض کنم که این فکر هنوز در جامعه تر و تازه است. گفت فلانی، واقعش این است که آن تعلیمات دینی که هدفش صرفاًمبارزه با کمونیسم و توجیه کننده وضع موجود باشد صنّار نمی ارزد. چه خوب می گفت! کجای کاری؟ مطمئن باش آن تعلیمات دینی و تبلیغات دینی که صرفاً آهنگش کوبیدن کمونیسم باشد به دلها نخواهد نشست. کاری کن که در پرتو اسلام زندکی انسانیتر و اسلامیتر و بهتر و یکتاپرستانه تر و با عدل و داد همراه تر در برابر دیدگان جوان جستجوگر بنهیم؛ والا هر قدر بر گوش او بخوانیم، او یک خبر در روزنامه میخواند، یک تصویر در روزنامه می بیند، یک گزارش در تلویزیون می بیند، یک فیلم در فلان جا می بیند، از زندگی دیگران و وضع دیگران و شکل کار دیگران مطلع می شود و دلش در خانه دیگران است، هر چند تنش در سرزمین ایران باشد. چرا با واقعیات شوخی می کنیم؟ چرا نمی خواهیم لمس کنیم که دعوت به خیر در اسلام، شاید ده درصد هم به زبان نبود، و شاید بیش از نود درصدش به عمل بود؟

(از کتاب بایدها و نبایدها: امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن، که در برگیرنده سلسه مباحث استاد شهید بهشتی است که در جلسات تفسیر قرآن با عنوان "مکتب قرآن" پیرامون آیات 102 تا 110 سوره آل عمران ایراد گردیده است)


برچسبها: قرآن کریم, کتاب, بایدها و نبایدها, سیدمحمد بهشتی, سیدعلی خامنه ای
+ با خرابات نشینان ز کرامات ملاف ۱۳۹۶/۰۶/۰۲ محمدعلی |
الهی و ربی من لی غیرک؟...

ما را در سایت الهی و ربی من لی غیرک؟ دنبال می‌کنید

برچسب: بایدها,نبایدها, نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:51

صفحه بندی