«نا باوری به فرا روایت» که به عنوان یکی از اصول پسا مدرنیسم توسط متفکران پست مدرن تئوریزه شده است آبستن بینش هایی چون رهایی از بند روایت های کلان راویانی است که معمولا در جنبه ای از حقیقت مبالغه میکنند و روایت مطلوبشان را به رخ میکشند، حال آنکه جنبه های بسیاری از حقیقت در پس جنبه ای از حقیقت که با بزرگ نمایی به مثابه تمام حقیقت عرضه شده است نهان میماند و در اینصورت ما با ناحقیقت طرف هستیم نه جنبه ای از حقیقت که حتی اگر حقیقتی هم وجود داشته با مبالغه از بین رفته است. البته در کنار این بینش ها، کوری هایی چون این که روایت های خُرد همگی و به یک میزان از حقیقت بهرهمند هستند، یا این که دست پیدا کردن به روایت کلانی که حتی الامکان در بر دارندهی روایت های خردِ معتبر باشد (نه روایت خردی در عداد آنها) امکان پذیر نیست را هم باید مورد توجه قرار داد، به نظر میرسد باور به فرا روایتی که در بر دارنده روایت های خرد با اعتبار های مختلف و از زوایای گوناگون است و در عین حال راه را بر روایت های خرد جدید و بررسی آنها نمیبندد و از برساختن و بازتولید خودش ابایی ندارد ما را از بینشهای این اصل بهرهمند میکند و از کوریهایش مصون میدارد