- در جهان اسلام چهارده قرن جنگ بین دو گروه اشاعره و معتزله بوده است. این همان جنگ بین عقل و اراده است. تفاوت این جنگ با تفکر نیچه این است که نیچه خدا را نمیپذیرد و اما اشاعره میگویند که ارادۀ خدا در میان است. حال این سؤال پیش میآید که آیا همیشه اراده تابع آگاهی است؟ خواستن و دانستن! آیا همیشه خواستنها و دانستن هایتان برابر است؟ جنگ بین خواستن و دانستن خصلت آدمی است. در واقع همۀ انسانها نیچه هستند؛ اما نیچه مظهر تکامل و سمبل این تفکر است. وی بی باک است. اردۀ معطوف به قدرت دارد. قدرت چیست؟
- چند تشبیه میگویم از کلمات نیچه. نیچه و کانت هر دو آلمانی هستند. کانت معلم اخلاق مطلق است. نیچه میگوید از این حرفهای کانت بوی خون و شمشیر میآید. اما خود باور دارد و میگوید که بخواه و اراده کن و برو! خب حال بخواهیم یا بدانیم؟ خواستن سرعت بیشتری دارد یا دانستن؟ نیچه با خواستن کنار میرود. می گوید که زندگی انسان طنابی است بین مردم عادی و حیوان و ابر انسان. و حالا باید از این طناب عبور کرد و به ابر انسان رسید. روی این طناب چگونه باید راه رفت؟ باید بندباز ماهری باشیم! خطر سقوط هست. نیچه از خطر نمیترسد و ریسک میکند. او فیلسوفی است که با خطر زندگی میکند. عافیت طلبی زندگی در خطر است. حال زندگی تراژدی یا کمدی است یا هیچکدام؟ چون نیک بنگری زندگی یک تراژدی است. نیچه ماجراجوست. ابن سینا ماجراجوست. هر فیلسوف اگر ماجراجو نباشد تنها یک متکلم است. فلسفه ماجرا است. این ماجراجویی در نیچه به اوج میرسد. تاریک و روشن میبیند. هر پدیدهای تاریک و روشن است. اینجا نیچه کمی به فروید نزدیک میشود. ضمیر آگاه و ناآگاه. این سطح ظاهر وجود آدمی است. آگاهیهای عالم؛ سطح ناآگاه وجود انسان. حال شاید نیچه به طور مستقیم کلمۀ نا آگاه را به کار نبرد اما تقریبا نزدیک به همان شعر فارسی و نقطه در درون جهان است. البته واژۀ ناخودآگاه نداریم؛ بلکه یک آگاهی مرموز است. همینکه نیچه دنبال اوست و آگاهی که ریسک میکند؛ و محاسبات منطقی و ریاضی ندارد. جاهایی نیچه به حافظ نزدیک میشود. شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها؟ نیچه در وسط دریا دست و پا میزند و حافظ هم در این شعر چنین حالی دارد. نیچه خود شناگر قوی است و شنا کردن را یاد میدهد. یک انسان شگفت انگیزی است و نظیرش در تاریخ کم است. البته شبیه حرفهای نیچه را عرفای ما هم گفتند اما زندگی او شبیه ندارد و آن فراز و فرودها در زندگی اش نمایان است. در یک کلمه خواستن و دانستن است. بخواه و برو! این خلاصۀ حرف نیچه است.
(از سخنرانی دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در شبِ شب نیچه و جهان ایرانی مجله بخارا)
ما را در سایت الهی و ربی من لی غیرک؟ دنبال میکنید
برچسب: ایرانی,
نویسنده:
بازدید: 49